زنان محیطزیستی از بحران طبیعت و الگوی مصرف میگویند
محیطزیست ایران با چالشهایی مانند تخریب منابع طبیعی، تغییرات اقلیمی، افزایش پسماند و مصرف بیرویه منابع روبهروست؛ مسائلی که در نخستین نشست «از تجربه تا تأثیر؛ زنان و محیط زیست» از زاویه تجربه زنان پژوهشگر، فعال و مدیر در این حوزه بررسی شد.
به گزارش امید بانوان؛ به نقل از روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست؛ این نشست روز یکشنبه اول شهریور با حضور شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، جمعی از مدیران این سازمان، زنان فعال و تأثیرگذار حوزه محیطزیست و مشاوران امور زنان دستگاهها برگزار شد و موضوعاتی از جمله الگوی توسعه و مصرف، تنوع زیستی، صنعت پوشاک، مصرف پلاستیک و انتقال تجربه فعالان محیطزیست مورد بحث قرار گرفت.
فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر آب و توسعه پایدار، با اشاره به روند تخریب منابع طبیعی گفت: با وجود اقدامات انجامشده در حوزه محیطزیست، آهنگ تخریب منابع طبیعی و زیستبومهای زمین در سالهای اخیر افزایش یافته است.
او سهم ساختوساز در تخریب محیطزیست را حدود ۲۱ درصد و سهم حملونقل را حدود ۲۳ تا ۲۴ درصد عنوان کرد و بخش مهمی از این وضعیت را ناشی از الگوی کنونی رشد اقتصادی، جهانیسازی و مصرفزدگی دانست.
به گفته ظفرنژاد، اقتصاد سیاسی حاکم و الگوی مصرف فعلی فشار زیادی بر منابع و زیستبومهای زمین وارد کرده و حرکت به سمت «تمدن اکولوژیک» برای عبور از این شرایط ضروری است.
این پژوهشگر همچنین نسبت به اجرای الگوهای یکسان توسعه شهری و حملونقل بدون توجه به تفاوت اقلیمها هشدار داد و توسعه جادهها و بزرگراهها در برخی مناطق را از عوامل افزایش فشار بر جنگلها و منابع طبیعی دانست.
او افزایش مصرف منابع، تولید پسماند و تشدید تغییرات اقلیمی را از نشانههای ناپایداری الگوی فعلی توسعه برشمرد و بر ضرورت حرکت به سمت توسعه پایدار و سازگار با محیطزیست تأکید کرد.
لیلا فولادوند، مدیرعامل انجمن مستندسازان حیاتوحش، تنوع زیستی را یکی از ویژگیهای اساسی طبیعت دانست و گفت شناخت ارتباط میان اجزای یک زیستبوم، پیششرط حفاظت مؤثر از آن است.
او با اشاره به تجربه سالها فعالیت در حوزه مستندسازی حیاتوحش، بر اهمیت دیدن موجودات و عناصر طبیعت خارج از نگاه صرفاً انسانی تأکید کرد و گفت حذف هر بخش از طبیعت میتواند به معنای حذف بخشی از امکانهای زندگی باشد.
فولادوند همچنین با اشاره به تجربههای متفاوت زنان در جامعه، بر اهمیت توجه به این تفاوتها تأکید کرد و تنوع را نه یک ویژگی تزئینی، بلکه بخشی از ساختار طبیعت و جامعه دانست.
در بخش دیگری از این نشست، موضوع آثار زیستمحیطی صنعت پوشاک مورد توجه قرار گرفت.
سرمه، پژوهشگر حوزه مد پایدار، با تشریح زنجیره تولید پوشاک از تأمین مواد اولیه تا تولید، بستهبندی، حملونقل و دورریز لباسها، گفت هر یک از این مراحل میتواند با مصرف آب و انرژی، استفاده از مواد شیمیایی، تولید ضایعات و انتشار آلایندهها همراه باشد.
به گفته او، تولید پنبه با مصرف آب، کود و آفتکشها همراه است و الیاف مصنوعی مانند پلیاستر و نایلون نیز به دلیل وابستگی به سوختهای فسیلی و ایجاد ریزپلاستیکها، پیامدهای زیستمحیطی دارند.
این پژوهشگر همچنین مرحله رنگرزی و تکمیل پارچه را از بخشهای پرچالش صنعت پوشاک دانست و بر ضرورت کاهش مصرف منابع و مدیریت پسماندهای این صنعت تأکید کرد.
سرمه با اشاره به رواج مصرف کوتاهمدت پوشاک گفت بخشی از لباسهای تولیدشده تنها یک یا چند بار استفاده و سپس دور انداخته میشوند.
او راهکار را حذف نیاز به لباس یا توقف تولید ندانست، بلکه بر تغییر شیوه تولید و مصرف، استفاده مجدد و بازآفرینی پوشاک تأکید کرد و گفت صنعت نیز باید به مطالبه مصرفکنندگان برای تولید پایدارتر پاسخ دهد.
معصومه آباد، نماینده دورههای سوم و چهارم شورای شهر تهران، نیز با اشاره به تجربه مدیریت شهری در کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی گفت اجرای طرحهای کاهش مصرف پلاستیک بدون استمرار سیاستگذاری و هماهنگی میان دستگاهها نمیتواند به نتیجه پایدار منجر شود.
او خواستار تشکیل کارگروهی با حضور دولت، شهرداری، صنعت و متخصصان محیطزیست برای تصمیمگیری درباره کاهش و حذف پلاستیک شد و بر ضرورت ارائه جایگزینهای مناسب و قابل اجرا در کنار محدودیت مصرف پلاستیک تأکید کرد.
شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، نیز در این نشست بر اهمیت استفاده از تجربه پیشکسوتان و فعالان محیطزیست برای برنامهریزی آینده تأکید کرد.
او با اشاره به تلاش فعالان محیطزیست برای حفظ پارک پردیسان، این تجربهها را بخشی از سرمایه محیطزیستی کشور دانست و بر ضرورت پیوند میان هنر، فرهنگ و حفاظت از طبیعت تأکید کرد.
انصاری همچنین بهرهگیری از ظرفیت دستگاههایی مانند جهاد کشاورزی و آموزش و پرورش و استفاده از تجربه فعالان و پیشکسوتان را برای پیشبرد برنامههای محیطزیستی ضروری دانست.
مجموع مباحث مطرحشده در این نشست نشان میدهد مسائل محیطزیستی تنها به حفاظت از منابع طبیعی محدود نمیشود و شیوه تولید، مصرف، شهرسازی، صنعت، آموزش و حتی انتخابهای روزمره مردم را دربرمیگیرد.
در این میان، تجربه زنان فعال در حوزههای مختلف محیطزیست میتواند بخشی از ظرفیت مورد نیاز برای شناخت دقیقتر این مسائل و یافتن راهکارهای عملی باشد؛ ظرفیتی که استفاده از آن، نیازمند تداوم گفتوگو و تبدیل تجربههای میدانی به سیاستهای قابل اجراست.