تجلیل از ۸ استاد مُلک سخن در البرز
وقتی شعر بهانه دورهمی شد؛ از شهریار تا جهان مطلوب ادبیات
همایش تخصصی «میراث ماندگار؛ یادمان شهریار سخن» عصر یکشنبه ۲۹ شهریور، در سالن سیروس صابر ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز برگزار شد تا از هشت تن از استادان و چهرههای شعر و ادب استان تجلیل شود.
به گزارش امید بانوان؛ شهریور که به بیستوهفتمین روز میرسد، تقویم روزی به نام شعر و ادب فارسی را به یاد شاعران و ادبدوستان میاندازد؛ هرچند آنچه بخشی از هویت و وجود یک سرزمین باشد، منتظر مناسبت نمیماند.
این همایش همزمان با روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، شهریار، با حضور جمعی از شاعران، استادان و پژوهشگران ادبیات فارسی، اعضای انجمنهای ادبی و علاقهمندان شعر و ادب برگزار شد.
شهریار؛ بهانهای برای کنار هم بودن
ابراهیم شریفی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز، در این مراسم با اشاره به اهمیت تجلیل از استادان و پیشکسوتان فرهنگ و هنر گفت: بزرگداشت چهرههای فرهنگی و ادبی، فرصتی برای انتقال احترام، همدلی و آرامش به نسل جوان است.
او با تأکید بر اینکه آفرینش هنری و ادبی به آرامش ذهنی نیاز دارد، حفظ آیینها و توجه به فرهنگ و ادبیات را در شرایط دشوار امروز ضروری دانست و گفت شهریار بهانهای برای گردهم آمدن اهالی شعر و ادب است.
شریفی همچنین بر نقش خانواده در شکلگیری فرهنگ تأکید کرد و گفت خانواده نخستین و کوچکترین سلول فرهنگی جامعه است و آنچه در آن شکل میگیرد، میتواند به جامعه منتقل شود.
ادبیات؛ شریان حیات و هویت یک ملت
استاد رشید کاکاوند، شاعر، نویسنده، ترانهسرا و پژوهشگر ادبیات، سخنانش را از جایگاه ادبیات در زندگی آغاز کرد و گفت برای چیزی که بخشی از ذات، هویت و وجود یک سرزمین است، نباید منتظر یک مناسبت ماند.
او ادبیات را چیزی برای تزئین و قرار گرفتن روی طاقچه نمیداند؛ بلکه معتقد است ادبیات در شکلگیری هویت یک ملت نقش دارد و حتی میتواند در روزهای دشوار، انسان را نجات دهد.
به گفته کاکاوند، شعر حامل خاطره، رؤیا، احساس و تاریخ است و او برای شناخت تاریخ ایران، پیش از مراجعه به کتابهای تاریخی، سراغ شعر فارسی میرود؛ چرا که به اعتقاد وی، بخش مهمی از حافظه یک ملت در ادبیات آن نهفته است.
میان پلشتیهای جهان، هنوز میشود رؤیا دید
شاید عصاره نگاه کاکاوند به ادبیات در این جمله هویدا بود: اگر روزی ادبیات نداشته باشیم، ملتی پوک خواهیم بود؛ ملتی که چیزی برای تکیه کردن، بالیدن و افتخار کردن ندارد.
او درباره این پرسش قدیمی که چرا شعر فارسی تا این اندازه غمگین است نیز توضیح داد که بخش بزرگی از این اندوه، از شرایط سخت زندگی شاعران آمده است.
اما ادبیات برای او فقط ثبت تلخیها نیست. کاکاوند گفت زیبایی ادبیات و هنر در این است که انسان بتواند در میان این همه پلشتی، رؤیاهای اصیل بشری را ببیند. گاهی هنرمند همین جهان پلشت را توصیف میکند و به ادبیات اعتراضی و انتقادی میرسد و گاهی با شعر عاشقانه یا عرفانی، به سمت رؤیاپردازی میرود؛ اما هر دو، در نهایت یک کار میکنند: یادآوری «جهان مطلوبی» که انسان به آن نیاز دارد.
به گفته او، اگر انسانها جهان مطلوبی نداشته باشند، کمکم جهان نامطلوب اطرافشان را میپذیرند و به رنگ همان جهان درمیآیند.
حال ادبیات، از حال دل مردم جدا نیست
کاکاوند در ادامه، رابطه میان وضعیت جامعه و زبان و ادبیات را به حال دل مردم گره زد.
او گفت اگر امروز واقعاً بخواهیم کاری کنیم که حال ادبیات خوب شود، باید کاری کنیم که حال دل مردم خوب شود؛ چراکه هر کلام، از تفکر و وضعیت فکری و احساسی انسان سرچشمه میگیرد.
از نگاه او، آدمهایی که فراغت خیال دارند و جهان اطرافشان اندکی به رؤیاهایشان نزدیک است، فرصت بیشتری برای اندیشیدن و بیان بهتر احساسات و افکار خود دارند. وی همچنین معتقد است اگر جهان بیرونی خوب نباشد، انسان دستکم میتواند در خلوت شخصی خود پناهگاهی برای داشتن حال بهتر بسازد و شاید به همین دلیل است که حتی یأس و اندوه عمیق در یک اثر ادبی نیز الزاماً انسان را به تاریکی نمیبرد؛ زیرا ادبیات در ذات خود زیبایی و لذت دارد.
او همچنین با اشاره به جایگاه سعدی، مولانا و دیگر شاعران بزرگ فارسی گفت بسیاری از مفاهیم در طول تاریخ بارها از زبان سخنوران و بزرگان بیان شدهاند، اما آنچه یک سخن را ماندگار میکند، جان ادبی و شیوه بیان آن است.
ادبیات فقط برای کتابهای درسی نیست
یکی از بخشهای قابل توجه سخنان کاکاوند، نگاه او به آموزش ادبیات به نسل جوان بود.
او تأکید کرد ادبیات نباید تنها به یک موضوع آموزشی در کتابهای درسی تقلیل پیدا کند و انتخاب آثار ادبی نیز نباید صرفاً به شعرهایی محدود شود که جنبه اخلاقی، عرفانی یا آموزشی دارند.
وی با اشاره به دوران جوانی و اهمیت عشق و احساس در این دوره گفت نباید نسل جوان را از مفهوم عشق دور کرد یا درباره آن سکوت کرد.
کاکاوند در پایان سخنانش جملهای گفت که شاید بتوان آن را سادهترین جمعبندی نگاه او به ادبیات دانست: اگر عشق و ادبیات را ترویج کنیم، آدمها بهتر میشوند و آدمهای بهتر، دنیای بهتری میسازند.
از خردورزی فردوسی تا نگاه اجتماعی سعدی
دکتر فریدون کورهئی نیز در این همایش با اشاره به ظرفیت گسترده زبان فارسی، این پرسش را مطرح کرد که جامعه امروز برای ادبیات فارسی چه کرده است.
وی با اشاره به غنای زبان فارسی، بر ضرورت بازخوانی متون کهن و توجه دوباره به جایگاه ادبیات در زندگی روزمره تأکید کرد و با استناد به حکمت فردوسی، بر اهمیت خردورزی و دوری از «آز و خشم» در پیشرفت جامعه تأکید داشت.
کورهئی با اشاره به ماندگاری آثار مفاخری چون پروین اعتصامی و سعدی شیرازی، سعدی را شاعری دانست که همچنان برای انسان امروز حرف دارد و نگاهی عمیق به جامعه و موضوعاتی از عشق تا کشورداری دارد.
او شهریار را نیز تجلی پیوند سنت و ادبیات معاصر دانست، اما تأکید کرد که ادبیات فارسی به شهریار محدود نمیشود و هر یک از شاعران این سرزمین ویژگی و جایگاه خاص خود را دارند.
هشت چهره شعر و ادب البرز در قاب تقدیر
در این مراسم از هشت چهره شعر و ادب استان البرز تجلیل شد:
• استاد رشید کاکاوند
• دکتر زهرا دری
• دکتر سید مجید جوادی زاویه
• دکتر ایرج مهرکی
• دکتر فریدون کورهئی
• دکتر غلامحسین خدایار
• استاد زکریا مهرور
• دکتر زهره فدایی وشکی











